دسترسی ها
تعریف الکلی های گمنام
الکلی های گمنام انجمنی است از مردان و زنان که تجربه، نیرو و امید خود را با یکدیگر مشارکت میکنند تا بتوانند مشکل مشترکشان را حل نموده و دیگران را نیز در بهبودی از بیماری الکلیسم یاری دهند.
تنها لازمه ی عضویت، تمایل به توقفِ نوشیدن الکل است. در الکلی های گمنام حق عضویت و شهریه ای وجود ندارد، ما از طریق اعاناتِ خودمان، خودکفا هستیم. الکلی های گمنام با هیچ فرقه، مذهب، سیاست، سازمان و موسسه ای پیوستگی ندارد و مایل به موضع گیری در بحث ها و مشاجرات نیست و هیچ نهضت و جنبشی را رد یا قبول نمیکند. هدف اصلی ما هشیاری و کمک به دیگر الکلی ها برای کسب هشیاری است.
انجمن الکلی های گمنام ایران
بلی، برای الکل جانشینی وجود دارد، جانشینی به مراتب بالاتر و آن عضویت در
انجمن الکلیهای گمنام است. در آنجا شـما از دلواپـسی، یکنـواختی و تـشویش آزاد
میشوید. تخیلاتتان پر میگشاید و زندگی سرانجام، مفهوم پیـدا مـیکنـد. بهتـرین و
رضایت بخشترین سالهای زندگی شما در مقابل شماست و بدین ترتیـب مـا و شـما
هر دو انجمنی پیدا میکنیم.
همراه با انجمن الکلی های گمنام
کمبود قدرت، مشکل غیر قابل حل ما بود. بنابراین می بایست منبع قدرتی پیدا می کردیم که به کمک آن زندگی کنیم.

تاریخچه
تا سال ۱۹۳۵ امیدی به درمان معتادان الکلی و مواد مخدر نبود و حتی مشهورترین و مجرب ترین روانپزشکان آن زمان از جمله دکتر معروف کارل یونگ نیز نتوانستند این دسته از بیماران را درمان کنند. در سال ۱۹۳۵، مردی به نام بیل ویلسون در اثر یک تجربه ناگهانی و معنوی وسوسه نوشیدن را از دست داد ...
درباره ما

چگونگی عملکرد
به ندرت کسی را دیدهایم که راه ما را با جدیت بپیماید و به مقصد نرسد، کسانی که بهبود نمییابند آنهایی هستند که نمیخواهند و یا نمیتوانند خود را کاملاً به این برنامه ساده بسپارند، معمولاً آنان مردان و زنانی هستند که اساساً نمیتوانند با خود صادق باشند، متاسفانه چنین اشخاصی وجود دارند، این دسته مقصر نیستند و...

نظریه پزشکی
پس از اولین تأیید دکتر سیلک ورت از الکلیهای گمنام، جوامع پزشکی و پزشکان نقاط مختلف دنیا نیز ما را مورد تأیید قرار دادند. نظرات زیر بوسیله پزشکانی که در کنگره سالانه جامعه پزشکی نیویورک حضور داشتند ابراز شده است. در این کنگره که سال ۱۹۴۴ تشکیل شد گزارشی بدین مضمون در مورد الکلیهای گمنام به حضار داده شد.ادامه...
افسردگی
وقتی گذشته خویش را مرور میکنیم به این نکته دست می یابیم در مواقعی که خویشتن را به دست پروردگار سپرده بودیم هر آنچه بر ما رخ داد بسیار بهتر از آن چیزی بوده که خودمان طرح ریزی اش کرده بودیم.
افسردگی من بطور کشنده ای تشدید شد انگار که در قعر چاهی بودم.دیگر واپسین بقایای سرسختی غرورآفرین من تحقیر شد…
وقتی گذشته خویش را مرور میکنیم به این نکته دست می یابیم در مواقعی که خویشتن را به دست پروردگار سپرده بودیم هر آنچه بر ما رخ داد بسیار بهتر از آن چیزی بوده که خودمان طرح ریزی اش کرده بودیم.
افسردگی من بطور کشنده ای تشدید شد انگار که در قعر چاهی بودم.دیگر واپسین بقایای سرسختی غرورآفرین من تحقیر شد به یکباره خود را در حال فریاد کشیدن یافتم: اگر خدایی هست،بگو خودش را بنمایاند! من برای هرکاری آماده ام!
ناگهان نور سفید درخشانی اتاق را روشن کرد از ذهن من گذشت که در کوهستانی بودم و در آن جا نسیمی نه از جنس هوا بلکه نسیم شهامت می وزید و خویشتن را انسانی وارسته یافتم به تدریج حالت شعف فروکش کرد روی تخت دراز کشیدم و برای لحظاتی در عالمی دیگر سیر میکردم دنیایی نوین از جنس وجدان در سراسر ذهن من و وجود من حس بی نظیری از حضور جاری بود با خود گفتم: آری،این همان یزدانی است که روحانیان از آن سخن میگویند!
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| ۲۸ | ۲۹ | ۳۰ | ۳۱ | ۱ | ۲ | ۳ |
| ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ |
| ۱۱ | ۱۲ | ۱۳ | ۱۴ | ۱۵ | ۱۶ | ۱۷ |
| ۱۸ | ۱۹ | ۲۰ | ۲۱ | ۲۲ | ۲۳ | ۲۴ |
| ۲۵ | ۲۶ | ۲۷ | ۲۸ | ۲۹ | ۳۰ | ۱ |
| ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ |